مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
352
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
سياهى دوات و از آن دارو بر آنجا پاشند و در بينى نهند ، منع كند و قوىتر بود ، و سرگين تازهء خر بفشارند آبى كه « 1 » بيرون آيد بچكانند و باز دهان محكم ببندند و محجمه بر جگر نهند ، اگر رعاف از جانب راست بود بر سپرز نهند ، اگر « 2 » از جانب چپ بود كشيدن انثيين يعنى خصيتين و بستن بيخ آن منع رعاف كند « 3 » . فصل ششم : در خشكى بينى از حرارت و خشكى مفرط بود يا از خلطى لزج كه در آن حرارت تأثيرى كرده باشد . علاجش آنچه از حرارت و خشكى مفرط « 4 » بود از خوردن چيزهاى گرم و قلّت طعام و بىخوابى و رياضت و « 5 » از مجامعت اجتناب نمايند و به روغن بنفشه و كدو و بادام « 6 » چرب كنند و خيار و هندوانه خوردن و گشنيز تر بو كردن « 7 » ؛ و آنچه از خلط لزج بود كه حرارت در آن تأثير مىكند و پيوسته در بينى بسته مىشود و خشك مىگردد به قرص بنفشه تنقيه كنند . فصل هفتم : در نتن « 8 » بينى به حبّ ايارج و حبّ صبر تنقيه كنند و به سكنجبين « 9 » و خردل غرغره « 10 » ، هر صباح بينى را به آب بول شتر « 11 » بشويند و مرّ مكّى به آب فوتنج « 12 » و جنبلا « 13 » بسايند
--> ( 1 ) . س ، ف : - كه . ( 2 ) . س ، ف : - از جانب راست . . . اگر . ( 3 ) . ف : - فصل چهارم در طرش . . . رعاف كند ( افتادگى در نسخه ) . ( 4 ) . ل ، ف : - مفرط . ( 5 ) . س : - و . ( 6 ) . ل : - و بادام . ( 7 ) . ل ، ف : بوى كردن آن و گشنيز تر . ( 8 ) . نتن : گنديدگى ، تعفّن ، بدبويى و عفونت . ( لغتنامه ) . ( 9 ) . سكنجبين ( سكنگبين ) : مركّب است از « سك » به معنى سركه و از « انگبين » به معنى شهد است و اين تركيب زمانهء سابق و فى زماننا به جاى شهد قند يا شكر سفيد داخل مىكنند . ( غياث اللغات ؛ آنندراج ) . ( 10 ) . ل : + كند . ( 11 ) . س : بشر . ( 12 ) . فوتنج : معرّب پودنه است كه نوعى از نعنا باشد و به عربى حبق خوانند و آن چند قسم مىشود . قسمى كه در ميان جوى آب مىرويد و آن را حبق التمساح و حبق الماء گويند . ( برهان ) و به فتح « تاء » ( فوتنج ) ، معرّب پوتنگ كه تره است و آن نهرى و بستانى و برّى و كوهى باشد . ( منتهى الارب ) ؛ اين كلمه به صورت فودنج نيز آمده است . ( لغتنامه ) . ( 13 ) . جنبلا : همان بادروج يا گل بستانافروز است .